باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 4 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

بازم بازی وبلاگی

1392/4/22 7:10
نویسنده : میم
260 بازدید
اشتراک گذاری

اگر ماهی از سال بودم ..... حتما  آبان

اگر روزی در هفته بودم ..... چهارشنبه

اگر عدد بودم ..... 2 یا 6

اگر نوشیدنی بودم ..... آب

اگر ثواب بودم ...... همدلی

اگر درخت بودم ....نمیدونم شاید بید مجنون بودم

اگر میوه بودم .... آلبالو

اگر گل بودم ..... شیپوری سفید

اگر آب و هوا بودم ..... کوهستانی ، خشک و خنک

اگر رنگ بودم ..... سبز

اگر پرنده بودم ..... سیمرغ میشدم ، غیر افسانه ای : پرستو

اگر صدا بودم ..... صدای لالایی مادرانه میشدم

اگر فعل بودم .... آدم بودن

اگر ساز بودم ..... کمانچه

اگر عضوی از بدن بودم ..... گوش چون گوش قبل از چشم عاشق میشود

اگر بخشی از طبیعت بودم .... جنگل بودم مرموز ، زیبا و عمیق

اگر یه حس بودم ....  حس مادری بودم چون همه ی حسهای خوب رو تو خودش داره  

ممنون از فاطمه جون مامان باران گل

منم به رسم بازی از دوستانم :

مریم جون مامان امیر بهداد دوست داشتنی

فرشته جون مامان نیایش ناز

و مامان دو بهونه زندگی ایمان و پرستش عزیز دعوت میکنم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

سوده
22 تیر 92 1:46



فرشته مامان نیایش
22 تیر 92 15:18
مرسی عزیزم از لطفت که ما رو هم به مسابقه دعوت کردین.
سولماز مامان باران
26 تیر 92 2:09
خیلی جالب بود دوستم
مامان دخترا
27 تیر 92 17:20
من شرمندم.
چقدر تمیز عکس انداختی و کار کردی.
فکر کردم از سایتهای خارجی گرفتی.
پس بذار آموزشو صفا کنیم دیگه!
خواهش ميکنم عزيزم برات ميل كردم
عاشق باران
28 تیر 92 14:48
این بازی هم جالب بود...
مامان ساینا
28 تیر 92 15:26
خیلی قشنگ جواب دادی
مامان دو بهونه قشنگ زندگی
20 مرداد 92 0:19
سلام ببخشید دیر اومد خدمتتنون ممنون از دعوتت اگه وقت کنم حتما